تهش واسه تولد مریم یه بُرد گیم قشنگ گرفتم. در اصل رفتم اسباب بازی عرضهی به قصد عروسک ولی اینو دیدم. مریمم عاشق این بازیاست.
شب قبلش سر ساعت تبریک گفتم روز بعدش هم دیگه براش یه کیک کوچیک و شمع هم گرفتم و تو مدرسه بعد امتحان براش با بچه ها تولد گرفتیم و کادوش رو دادم
خیلی خوشحال شد. بعدم مامانم اومد دنبالم. منو هلیا رو رسوند پانسیون. البته من همون موقع برگشتم خونه باهاش.
امروز سر راه باید برم تینت بگیرم. الان میرم یه دوش بگیرم. تا ظهر ویدیو ببینم. بعد میرم پانسیون.
.....
برچسب:
نویسنده: النا حسنی